سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم
[ و چون روز نهروان به کشتگان خوارج گذشت فرمود : ] بدا به حال شما ، آن که شما را فریفته گرداند زیانتان رساند . [ او را گفتند اى امیر مؤمنان که آنان را فریفت ؟ فرمود : ] شیطان گمراه کننده و نفس‏هاى به بدى فرمان دهنده ، آنان را فریفته آرزوها ساخت و راه را براى نافرمانى‏شان بپرداخت ، به پیروز کردن‏شان وعده کرد و به آتششان درآورد . [نهج البلاغه]

تخــریــبـچــی


به نام خدا ...

السلام علیک یا سیدالشهداء یا اباعبدالله یا حسین بن علی بن ابی طالب علیه السلام ...

ماه محرم هم رسید ...

محرمیعنی شروعی دوباره برای همه ...

و برای ما طلبه ها یعنی شروع یک جهاد در هجوم همه جانبه استکبار ...

یعنی تبلیغ ...

انشاءالله که بتونیم در راه رسیدن به اهدافمون موفق باشیم ...

در راستای دستورات ، توصیه ها و  سفر امام خامنه ای حفظه الله به کردستان ...

یه یادگار تبلیغی کوچک داشتم که مدتها بود دوست داشتم اینجا بزارم ...

و شرحش اینکه بعد از جنگ تحمیلی و دفاع مقدس تقریبا سال 68 به بعد به مشهد مقدس برگشیم ، دوسال بعد یعنی سال 70 یک سفر خاطره انگیز خانوادگی به همراه سردار دلاور و شجاع خطه خراسان شهید مظلوم شهید محمد شریف خیابانی و خانواده اش به کردستان داشتم ...

اما دلم نمی آید از شهید مظلوم شهید محمد شریف خیابانی چیزی نگویم چرا که در اوج بی لیاقتی فرمانده خود به شهادت رسیده است ...

سردار شهید محمد شریف خیابانی در ایام جنگ تحمیلی خدمت سربازی خود را در منطقه عمومی کردستان انجام داد و مدتی هم در منطقه کردستان به طور فعال در علیه کوموله و دموکرات حضور داشت و بعد از جنگ جذب کمیته انقلاب اسلامی شد ...

شهید مظلوم شهید محمد شریف خیابانی در مدت حضور خود در کردستان از نظر اطلاعاتی متخصص نفوذ و کسب اطلاعات شده بود و از نظر عملیاتی استاد جنگهای پارتی زنی و نامنظم و چریکی شده بود ...

وی بعد از ادغام کمیته در نیروی انتظامی مشغول به فعالیت شد ...

ایشان در اوج فعالیت گروهک تروریستی طالبان در افغانستان و نا امن کردن منطقه شرق کشور توسط آن گروهک و استفاده آن گروه تروریستی از مسیر ایران به عنوان مسیر ترانزیتی قاچاق مواد مخدر ؛ مسئول ستاد مبارزه با مواد مخدر منطقه فریمان شد و تقریبا یک تنه منطقه را برای اشرار نا امن کرده بود ...

سردار شهید محمد شریف خیابانی فرمانده دلاور و شجاع و رئیس ستاد مبارزه با مواد مخدر شهرستان فریمان در یکی از دریگیری ها در ارتفاعات روستای کلاته خوش در اطراف فریمان پس از اصابت گلوله سیمینوف به کتفش به طور ناشناس و با لباس مبدل به اسارت سوداگران مرگ در می آید که بعد از تحمل دو ماه و اندی اسارت در افغانستان و متاسفانه به دلیل شناسایی شدن ایشان به ایران منتقل شده و در همان ارتفاعات کلاته خوش شهرستان فریمان مظلومانه بعداز تحمل شکنجه های فراوان به دست اشرار مسلح و سوداگران مرگ به شهادت رسیده است ...

آه آه آه ... بگذریم ... برگردیم کردستان ...

حقیر چند سال بعد هم به همراه اردو های راهیان نور غرب چند باری به منطقه عمومی کردستان رفته بودم ...

اما از موقع ورود به حوزه وشروع فعالیت های طلبگی دیگر به کردستان نرفته بودم ...

بعد از سفر امام خامنه ای حفظه الله به کردستان دوسال پشت سر هم ایام تبلیغی ماه محرم توفیق حاصل شد دوباره به منطقه کردستان بروم و به مردم آن منطقه خدمت کنم ...

سال دوم تبلیغ در منطقه کردستان و بعد از ده روز تبلیغ در آن منطقه چند روزری مهمان ماموستا حسینی در سنندج بودم که همین جا از ایشان و خانواده ایشان به خاطر زحمت حقیر و پذیرایی های فراوان و کم نظیر ایشان از این رو سیاه نهایت تشکر و قدردانی را دارم ...

ماموستایی از اهل سنت که محب اهلبیت عصمت و طهارت بود و اشک ریز مصائب اهل بیت علیهم السلام  ...

ایشان درد دلهای فراوانی با حقیر داشتند ...

از جمله اینکه ایشان به شدت مخالف وهابی ها و سلفی ها از نظر علمی ، اعتقادی ، سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی بودند و که این مطالب را بارها اظهار کرده بودند ...

از مهمترین روحیات قابل تحسینشان عشق به شهادت ایشان بود که در وجودشان موج می زد ...

ایشان بارها چه در زمان جنگ و چه این ایام از حمله تروریست ها جان سالم به در برده بود و از شهید نشدندش واقعا غصه میخورد ...

بگذریم ...

عکسی یادگاری در بام سنندج  با ماموستا حسینی گرفته ام که دیدنش خالی از لطف نیست ...

 

حقیر و ماموستا حسینی در بام مرکز کردستان سنندج

 

باز هم از ایشان و خانواده ایشان نهایت تشکر و قدردانی رادارم ...

این هم خاطره و بهانه این مطلب ...

التماس دعا

یا حق

 



تخریبچی ::: یادداشت ثابت - چهارشنبه 94/7/23::: ساعت 10:30 صبح


... بنام عشق 

عشقی که :

عینش ... عبودیت ، شینش ... شهادت و قافش ... قربه الی الله است .

سردار همدانی هم پرید اونم تو سوریه ....

منم امروز دیگه بغضم ترکید ...

به یاد سوریه و حرم شهیده سه ساله اش ...

سه ساله ای که سند اسارت آل الله شد ...

سه ساله ای که با شهادتش به آل الله زندگی بخشید ...

سه ساله ای که باب الحوائج است ...

السلام علیک یا رقیه بنت الحسین علیه السلام

رفیقان میروند نوبت به نوبت ... خوش آن روزی که نوبت بر من آید ...

اللهم الرزقنی توفیق الشهاده فی سبیلک ...

 



تخریبچی ::: یادداشت ثابت - یکشنبه 94/7/20::: ساعت 12:53 صبح


...

هنگام نفس کشیدن سینه اش خس خس میکرد ...

نفس هایش حتی با اکسیژن هم به زور بالا می آمد ...

اما همینقدر که صدای امامش را شنید با همان ته نفسی که داشت به زور خودش را نشاند ...

خودم را به او رساندم پرسیدم چه شده ?! ...

با سینه ای خس خس کنان گفت : مگر سخنان امام خامنه ای حفظه الله را نشنیدی ???! ...

گفتم چرا شنیدم چطور مگه !?! شما چرا بلند شدی ??!

با همان سینه خسته و تاول های دوباره تازه شده گفت : مگر نشنیدی ?!?

امامم خطاب به غاصبان حرمین شریفین گفت : سخت و با قدرت برخورد خواهیم کرد ...

گفتم بله شنیدم اما شما چرا بلند شدی از جایت !?!

گفت : پایم را بیاور ... باید برای دستور امامم آماده شوم ...

گفتم مگر با این وضع میتوانی ?!?

شما قبلا دفاع کردید الان باید استراحت کنید ....

همانطور که نیم خیز شد تا از تخت خود را پایین بیاندازد گفت :

اگر لازم باشد سینه خیز هم شده برای انجام دستوراتش خواهم رفت ...

عصایش را گرفت ...

پایش را محکم کرد ...

کپسول هوا را پشتش گرفت ...

به سوی حیاط آسایشگاه رفت ...

با نهایت صدایش فریاد زد : لبیک یا امام ...

شروع به دویدن کرد و شعار میداد ... :

ای رهبر آزاده ... آماده ایم آماده 

...



تخریبچی ::: یادداشت ثابت - سه شنبه 94/7/15::: ساعت 1:33 صبح


... دور زدن یعنی ؟!

همین کاری که استکبار با ما کرد !

اسمش هست توافق و قطعنامه ... ولی رسما شده ترکمنچای ...

داد و ستد بی معناست ...

ما مقتدر هستیم نیاز به چیزی نداریم ...

حمیات از توانایی های داخلی کمک به اقتدار ملی است ...

دشمن همیشه دشمن است ...

مرگ بر استکبار

 

 



تخریبچی ::: یادداشت ثابت - سه شنبه 94/4/31::: ساعت 2:10 عصر

 
...

به نام خدا

دلم بد جور گرفته نمیدونم چرا

یا علی مدد



تخریبچی ::: یادداشت ثابت - چهارشنبه 93/12/21::: ساعت 7:36 عصر

   1   2   3      >

>> بازدیدهای وبلاگ <<
بازدید امروز: 0
بازدید دیروز: 42
کل بازدید :148829
 
 > >>اوقات شرعی <<
 
>> درباره خودم<<
تخریبچی
به نام خدا ... تخریبچی ... یه نسل سومی ... یکی که خیلی چیز ها دیده و شنیده و تجربه کرده ... یکی که سعی در اصلاح درون و بیرونش داره ... یه بسیجیه دانشجو ... یه بسیجیه طلبه ... به امید شهادت
 
 
 
 
>>موسیقی وبلاگ<<
 
>>اشتراک در خبرنامه<<
 
 
>>طراح قالب<<